زیبایی حجاب
 
لینک دوستان

يکى از علماء بزرگ (مرحوم آية الله سيد باقر مجتهد سيستانى پدر آية الله سيد على سيستانى ومرحوم سيد محمود مجتهد سيستانى ) در مشهد مقدس براى آنکه به محضر امام زمان عجل اللّه شرفياب شود ختم زيارت عاشورا در چهل جمعه هر هفته در مسجدى از مساجد شهر آغاز مي کند ايشان فرمودند: در يکى از جمعه هاى آخرين ، ناگهان شعاع نورى را مشاهده کردم که از خانه ى نزديک آن مسجدى که من در آن مشغول به زيارت عاشورا بودم مى تابيد، حال عجيبى به من دست داد، از جاى برخاستم و بدنبال آن نور به در آن خانه رفتم ، خانه کوچک و فقيرانه اى بود، از درون خانه نور عجيبى مى تابيد.
در زدم وقتى در را باز کردند، مشاهده کردم حضرت ولى عصر امام زمان عجل اللّه در يکى از اتاق هاى آن خانه تشريف داشتند و در آن اتاق جنازه اى را مشاهده کردم که پارچه اى سفيد بروى آن کشيده بودند، وقتى من وارد شدم و اشک ريزان سلام کردم ، حضرت به من فرمودند: چرا اينگونه دنبال من مى گردى و رنج ها را متحمّل مى شوى ؟ مثل اين باشيد (اشاره به آن جنازه کردند) تا من دنبال شما بيايم ... 

بعد فرمودند: اين بانوئى است که در دوره بى حجابى (رضا خان پهلوى ) هفت سال از خانه بيرون نيامده مبادا نامحرم او را ببيند!

[ سه شنبه یازدهم تیر 1392 ] [ 12:21 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذٰلِکَ أَدْنَىٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ،»
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.»

 

 


پوشش و حجاب زن در برابر مرد بیگانه از مسائل مهم اسلامی است که قرآن کریم با صراحت بر وجوب آن تأکید کرده است.
برای حجاب و پوشش و حفظ حریم میان زن و مرد، فواید بسیاری ذکر شده است که آرامش روانی، استحکام و پیوند خانوادگی، امنیت اجتماعی و حفظ ارزش و اعتبار زن نمونه ای از آنها است.

مقام معظم رهبری، درباره اهمیت حجاب می‌فرمایند:« هم براى آنجا(آخرت)، هم براى حفظ عزت كشور و پیشرفت كشور، وضع حجاب را، وضع عفاف را، وضع تقیدات و پایبندى را خانمها باید مراقبت كنند؛ این وظیفه است. خودنمائى و جلوه‌فروشى، یك لحظه است و آثار سوء آن براى كشور، براى جامعه، براى اخلاق، حتّى براى سیاست، آثار مخرب و ماندگار است؛ در حالى كه ملاحظه‌ى عفاف، ملاحظه‌ى حدود شرعى در رفتار و حركات بانوان، اگر چنانچه سختى‌اى داشته باشد، سختىِ كوتاهى است، اما آثارش، آثار عمیق و ماندگارى است. خود خانمها خیلى باید مراقبت كنند مسئله‌ى حجاب را، مسئله‌ى عفاف را؛ وظیفه‌ى آنهاست، افتخار آنهاست، شخصیت آنهاست.

حجاب مایه‌ى تشخص و آزادى زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه‌ى مادیگرایان، مایه‌ى اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجابهاى خود، با عریان كردن آن چیزى كه خداى متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را كوچك میكند، خودش را سبك میكند، خودش را كم‌ارزش میكند. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذارى زن است، سنگین شدن كفه‌ى آبرو و احترام اوست؛ این را باید خیلى قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله‌ى حجاب تشكر كرد؛ این جزو نعمتهاى الهى است».

[ شنبه یازدهم آذر 1391 ] [ 11:42 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

دو مسئله در باب معاشرت زن و مرد یکی مسئله ی شنیدن صدای زن و دیگری دست دادن با او را بررسی میکنیم.
شنیدن صدای زن در صورتی که تلذذ و ریبه در کار نباشد جایز است.در عین حال مادامی که ضرورتی نیست ترک آن بهتر است.و بر زن حرام است که بخواهد صوت خود را نازک کند و نیکو سازد به طوری که تحریک آمیز باشد، چنانکه خدای متعال در قرآن خطاب به زنان پیغمبر اکرم(ص) می فرماید: در حرف زدن صدا را نازک و مهیج نکنید که موجب طمع بیماردلان گردد.
علاوه بر این، مفهوم آیه ی مذکور این است که حرف زدنی که در آن کرشمه و ناز به کار نرود جایز است؛ یعنی خود این آیه دلیل بر جواز همسخن شدن زن و مرد اجنبی است.

 


در مورد مسئله ی دوم شکی نیست که حتی در صورتی که تلذذ و ریبه هم نباشد دست دادن زن و مرد اجنبی جایز نیست مگر اینکه جامه ای حائل باشد، مانند دستکش. در این مسئله، هم در روایات و هم در فتوای فقها اتفاق کلمه میباشد. در بعضی روایات علاوه بر اینکه قید شده که مصافحه بدون حائل نباشد، اضافه شده که باید دست را فشار ندهند.
بدیهی است که جایز بودن دست دادن با زن بیگانه در صورت حائل بودن جامه و دستکش، مشروط به این است که تلذذ و ریبه ای در کار نباشد، اما اگر تلذذ و ریبه ای در کار باشد همانطور که بعضی از فقهای دیگر یادآوری کرده اند قطعا حرام است.

[ پنجشنبه دوم شهریور 1391 ] [ 1:56 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

ای مهربان ترین! ببین که از اشک سرشارم. ببین که مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر می زند، ببین که دستان نیازمند، جز در آستان تو اجابت را نمی یابد. پس بیا و شبهای تنهایی دلم را که در هر گوشه ی آن هزار یلدا خفته است. ستاره باران کن.
ای همیشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جاده های سرد انتظار ره می پیمایم.
ای سرخ ترین سپیده! مهر خونین چشمانم در انتظار صبح صادق دیدار توست که هر بامداد سر بر می کند. تا شاید در این بی نهایت اندوه، نشانی از تو بجوید. که بی تو راه گم کرده ام در این حیرت.
ای وارث لب تشنگان! تشنه ی دیدار توام و سال هاست که جز سراب هزار رنگ دنیا، اجابتی به خود ندیده ام.
بیا که کام عطشناک زندگی در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است.
در رویایی ترین شبهای دل، نام تو، آذین تنهایی های بی پایان من است. ای بهترین همیشه و ای همیشه بهترین!
تو را و دیدار تو را همیشه از همه دوست داشتنی ها، بیشتر دوست می دارم.

 

[ سه شنبه نهم خرداد 1391 ] [ 10:56 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن، با هوش فطری و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند با مرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند از عهده ی زور بازوی مرد برنمی آید، و از طرف دیگر نقطه ی ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب، و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است. در طبیعت، جنس نر گیرنده و دنبال کننده آفریده شده است.
وقتی که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت ونقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور که متوسل به زیور و خود آرایی و تجمل شد که از آن راه، قلب مرد را تصاحب کند، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نیز شد. دانست که نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر کند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا برد.
ویل دورانت میگوید: «حیا امرغریزی نیست بلکه اکتسابی است. زنان دریافتند که دست و دلبازی مایه ی طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند. ... مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی آنکه بداند حس می کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد.»
مولوی، عارف نازک اندیش و دوربین خودمان، راجع به تأثیر حریم وحائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثلی لطیف می آورد: آنها را به آب و آتش تشبیه می کند، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش، اگر حائل ازمیان آب وآتش برداشته شود آب برآتش غلبه می کند  وآن را خاموش می سازد، اما اگر حائل و حاجبی میان آندو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند، آن وقت است که آتش آب را تحت تأثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و احیاناً جوشش و غلیان در او به وجود می آورد، تا آنجا که سراسر وجود او را تبدیل به بخار میسازد. می گوید:
آب غالب شد بر آتش از لهیب                ز آتش او جوشد چو باشد در «حجیب»
چونکه دیگی حائل آمد آندو را                نـــــیسـت کــرد آن آب را کــردش هوا
مرد بر خلاف آنچه ابتدا تصور می رود، در عمق روح خویش از ابتذال زن و از تسلیم و رایگانی او متنفر است. مرد همیشه عزت و استغناء و بی اعتنایی زن را نسبت به خود ستوده است.


ادامه مطلب
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:32 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود کند و تصمیم بگیرد همینکه از کنار همسر خود بیرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت٬ دیگر درباره ی این مسائل نیندیشد٬ قطعاْ در این صورت بهتر می تواند فعال باشد تا اینکه همه ی فکرش متوجه این زن و آن دختر و این قد و بالا و این طنازی و آن عشوه گری باشد و دائماْ نقشه طرح کند که چگونه با فلان خانم آشنا شود.
آیا اگر زن٬ ساده و سنگین به دنبال کار خود برود برای اجتماع بهتر است یا آنکه برای یک بیرون رفتن چند ساعت پای آئینه و میز توالت وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعیش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی هوسباز و بی اراده تبدیل کند؟
عجبا! به بهانه ی این که حجاب٬ نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده است٬ با بی حجابی و بی بند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کرده اند. کار زن پرداختن به خود آرایی و صرف وقت در پای میز توالت برای بیرون رفتن٬ و کار مرد چشم چرانی و شکارچی گری شده است.               


آری یک نوع فعالیت اقتصادی رایج شده است که باید آن را ثمره ی بی حجابی دانست و آن این است که بنکدار به جای اینکه بکوشد جنس بهتر و مرغوب تر برای مشتریان خود تهیه کند٬ یک مانکن را به عنوان فروشنده می آورد٬ نیروی زنانگی و سرمایه ی عصمت و عفاف او را استخدام می کند و وسیله ی پول در آوردن و خالی کردن جیب ها قرار می دهد. یک فروشنده باید کالا را همانطور که هست به مشتری ارائه دهد ولی یک دختر خشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژست های زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه ی جنسی خود مشتری را جلب می کند. بسیاری از افراد اصلاْ مشتری نیستند برای اینکه چند دقیقه با او حرف بزنند یک چیزی هم می خرند.
  
                                                      
                                                        « مسئله ی حجاب استاد مرتضی مطهری »

[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 12:7 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع٬ نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می کند. برعکس انچه که مخالفین حجاب خورده گیری کرده اند و گفته اند: «حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است» بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است.
آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای اوست حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می گوید حق تحصیل علم و دانش نداردـ بلکه علم و دانش را فریضه ی مشترک زن و مرد دانسته است ـ و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم میکند. اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بیعار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید. پوشانیدن بدن به استثنای وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذتجوییهای شهوانی است.
آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و فرضاً در یک محیط درس می خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می خوانند و فکر می کنند و به سخن استاد گوش می کنند یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا یک وجب بالای زانو نشسته باشد؟ آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و ... با قیافه های محرک و مهیج زنان آرایش کرده دائماً مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعالیت می شود یا در محیطی که با چنین مناظری رو به رو نشود؟ اگر باور ندارید از کسانی که در این محیط ها کار می کنند بپرسید. هر موسسه شرکت یا اداره ای که سخت مایل است کارها به خوبی جریان یابد از این نوع آمیزش ها جلوگیری می کند. اگر باور ندارید تحقیق کنید.


حقیقت این است که این وضع بی حجابی رسوا که در میان ماست و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو می افتیم از مختصات جامعه های پلید سرمایه داری غربی است. نه تنها یکی از نتایج سوء پول پرستی ها و شهوترانیهای سرمایه داران غرب است٬ بلکه یکی از طرق و وسایلی است که آنها برای تخدیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف کننده ی اجباری کالاهای خودشان به کار می برند.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 11:20 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

مسئله ی حجاب امروزه در کشور ما به یکی از بحث های اصلی، مهم و حتی استراتژیک، به خصوص برای نسل سوم انقلاب تبدیل شده است هر روزه در گوشه کنار می شنویم که «حجاب اجباری در ایران یعنی طالبانیسم». «حجاب اجباری با بحث اختیار انسان منافات دارد».«به کسی ربط ندارد که دیگران چه پوششی دارند». «حجاب توهین به آزادی انسان است». «مگر در کشورهای اسلامی دیگر حجاب اجباری وجود دارد».و... که عموما بحث های داغ و جذابی است اما معمولا در پایان اینگونه مباحث، همیشه نظام اسلامی و حتی اصل اسلام زیر سوال میرود! و تفکرات لیبرالیستی و خواهان آزادی نامشروع، شایسته و صحیح معرفی میشود. ما قصد داریم با توجه به مطالعات صورت گرفته  در خصوص مقوله ی حجاب در یک حکومت اسلامی و تأثیر آن در امنیت روحی و روانی فرد و به تبع آن امنیت روانی و اجتماعی جامعه به مطالبی اشاره نموده و نکاتی را بیان داریم.
اما ابتدا باید بپذیریم که ایران دارای حکومت اسلامی است و قانون اساسی آن با شرع مبین آمیخته شده و همین قانون توسط 98 درصد مردم ایران در سال1358 تایید و تصویب شد.
باید پذیرفت متاسفانه روند اجرای قانون حجاب در کشور و در دهه های 60 و 70 ناخواسته دستمایه و قربانی روش های افراطی گردید که اثرات سوء ان را امروزه در جامعه شاهدیم!
یکی از اشکالات از ابتدا این بود که حجاب متناسب با همه جور تفکر و ایده ای ارائه نشد و همه چیز سختگیرانه شد، باید بدانیم که در دوران کشف حجاب، رضا خان  قصد داشت با زور، حجاب را از سر زنان دختران ایران بردارد اما به هیچ وجه موفق نشد و اگر ما امروز بخواهیم با زور و اجبار قانون حجاب را در جامعه اجرا کنیم هیچگاه موفق نخواهیم شد.               


ادامه مطلب
[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 1:31 بعد از ظهر ] [ زهرا ]
باز محرم شد ودلها شکست............از غم زینب دل زهرا شکست....

باز محرم شد و لب تشنه شد..........از عطش خاک کمرها شکست...

آب در این تشنگی از خود گذشت......دجله به خون شد دل صحرا شکست....

قاسم و لیلا همه در خون شدند........این چه غمی بود که دنیا شکست.....

محرم ماه غم نیست ماه عشق است.......محرم٬ محرم درد حسین است.....

[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 11:49 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

میلاد
زينب (س) در سال 6 هجرت سال صلح حديبيه چشم بر جهان هستي گذارد. زهرا (س) فرزند را به نزد اميرمؤمنان (ع) برد تا نامي براي ايشان انتخاب کند. امام (ع) فرمودند: من از رسول خدا (ص) پيشي نمي‌گيرم. صبر مي‌کنيم تا پيامبر (ص) از سفر بازگردند. سه روز بعد رسول اکرم (ص) به خانه فاطمه (س) مهمان گشت. حضرت (ص) دست به آسمان برداشت و فرمود: من در نامگذاري کودک بر خداي تعالي پيشي نمي‌گيرم. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و عرض کرد: خداوند تبارک و تعالي مي‌فرمايند: سمّ هذه الموعوده زينب، فقد اختار الله لها هذا الاسم ...
نام اين نوزاد را زينب بگذار زيرا خدا اين نام را برگزيده است.
پيامبر (ص) نوزاد را در آغوش گرفت؛ اشک، پهناي صورتش را پوشاند.
فاطمه (س) پرسيد: پدر چرا گريه مي‌کني؟ حضرت (ص) پاسخ داد: دخترم فاطمه بدان که بعد از وفات من و تو، اين دخترت به بلايا و مصايب صعب و دشواري دچار خواهد شد.
خطبه کوفه
حمد و سپاس تنها مخصوص خداوند است و درود و رحمت خداوند بر پدرم محمد (ص) باد و هم بر خاندان پاک و ممتاز او.
اما بعد، اي اهل کوفه، اي اهل خديعه و خذلان ! آيا بر ما مي‌گرييد و ناله سر مي‌دهيد؟ هرگز باز نايستد اشک چشم شما، و ساکن نگردد ناله شما، جز اين نيست که مَثَل شما مَثَل آن زني است که رشته‌ي خود را محکم مي‌تابيد و باز مي‌گشود. چرا که شما نيز رشته‌ي ايمان را بستيد و سپس گسستيد و به کفر برگشتيد.
آيا در شما جز چاپلوسي و تملّق همانند کنيززادگان و خريدن ناز دشمنان دين، خصلتي است؟ مَثَل شما، مَثَل گياه و علفي است که در مزبله مي‌رويد و يا گچي که آلايش قبري به آن کرده مي‌شود. آگاه باشيد که براي خود سرنوشت بدي فراهم کرديد و بد توشه‌اي براي آخرت خود ذخيره نموديد که خشم خدا را بر شما لازم کرد و جاودانه در دوزخ خواهيد ماند.
آيا پس از اينکه ما را کشتيد، بر ما مي‌گرييد؟ آري به خدا قسم بگرييد که شما سزاوار گريه‌ايد، پس بسيار بگرييد و اندک بخنديد، چرا که ننگ و رسوايي را براي خود خريديد، دامن خود را به ننگي آلوده کرديد که هرگز نمي‌توانيد آن را با هيچ آبي شسته و از بين ببريد.
و چگونه مي‌توانيد ننگ و رسوايي قتل سلاله‌ي پاک خاتم پيامبران (ص)، معدن رسالت، سيد جوانان بهشت، پناه نيکوکاران، مايه‌ي دادرسي و شادماني در هنگام بلا، علامت و دليل راه و روشن و آشکار کننده‌ي آن، زعيم و متکلم حجج خود را که در هر حادثه به او پناه مي‌برديد و دين و شريعت را از او مي‌آموختيد، پاک کنيد.
هان ! آگاه باشيد که روز بزرگي براي حشر خود ذخيره نهاديد، پس هلاکت از براي شما باد و در عذاب به روي در افتيد، سعي و کوششتان بي‌نتيجه باد، دست‌هاي شما بريده‌ باد و پيمان و معامله‌ي شما خسران و زيان برايتان آورد. بازگشت به غضب خدا نموديد و ذلّت و مسکنت بر شما احاطه کرده است.
واي بر شما ! آيا مي‌دانيد که چه جگري از رسول خدا (ص) شکافتيد؟ چه خوني از او ريخته و چه پرده‌ي حرمتي را دريديد؟ چه عهدي را شکستيد و با چه کريمي به مبارزه برخاستيد؟
هر آينه امري سخت و بزرگ مرتکب شديد که نزديک است آسمان از آن حادثه از هم شکافته شود، زمين پاره‌پاره گردد و کوه‌ها در هم فرو ريزد.
هر آينه اين کار قبيح و ناستوده و گناه تيره و تاريک شما، آسمان و زمين را گرفت. آيا تعجل مي‌کنيد اگر از آثار اين گناهانتان از آسمان خون ببارد. همانا عذاب آخرت بر شما عظيم‌تر و رسواکننده‌تر است !
پس بدين مهلت که يافتيد خوشدل و مغرور نباشيد چه، خداوند به مکافات عجله نکند و بيم ندارد که هنگام انتقام بگذرد و طولاني شود، خداوند در کمينگاه ما و ايشان است.
سپس اين اشعار را خواند:
پس چه خواهيد گفت هنگامي که پيامبر (ص) از شما بپرسد، چه کرديد در حق اهل بيت من اي آخرين امت‌ها ؟ عده‌اي از فرزندان مرا در خون خود غلتانديد و عده‌اي ديگر را اسير کرديد.
اين جزا و پاداش من نبود و سفارشات من اين گونه نبود که با فرزندان من به بدي رفتار کنيد. من اکنون بر شما مي‌ترسم اي مردم کوفه! که عذابي که بر اهل ارم روا گشت، بر شما روا گردد !
سپس از آنان روي برگردانيد. حذيم مي‌گويد:
من، مردم کوفه را ديدم که از استماع اين سخنان حيران و سرگردان شده، مي‌گريند و دست‌هاي خود را به دندان مي‌گزند. ملتفت پيرمردي شدم که در کنارم بود. ديدم اشکِ چشمش جاري گشته و محاسنِ او را تر کرده است، دست‌هايش را به سوي آسمان بالا برده و مي‌گويد:
پيران شما بهترين پيران، زنان شما بهترين زنان، جوانان شما بهترين جوانان، نسلتان بهترين و کريم‌ترين نسل‌ها و فضيلتتان بهترين فضايل است. پس اين شعر را خواند:
پيرانتان بهترين پيرانند و نسلتان بهترين نسل‌ها و هيچ‌گاه خوار و هلاک نمي‌شوند.


 

 

[ دوشنبه دوم آبان 1390 ] [ 10:10 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

زائری دل شکسته ام آه معصومه جان سلام
دل به مهر تو بسته ام بانوی مهربان سلام
ای ضریحت مهر یاد سبزت، شمیم دل
نام پاکت نسیم مهر رحمت آسمان سلام
روی تو قبله گاه دل ، لطف تو شمع راه دل
آستانت پناه دل، ای دل بی دلان سلام
هرکه یکسر دلش شکست از طبیبان نظر گسست
آمد رشته بر تو بست، ای امید جهان سلام
هم شفا هم شفاعتی، هم دعا هم اجابتی
ای بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی سلام
میلاد با سعادت حضرت معصومه و روز دختر مبارک

[ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 12:4 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

ایرادی که بر حجاب گرفته اند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشراست می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود!؟؟
می گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه ی حقوق بشر است. هر انسانی شریف و آزاد است، سفید باشد یا سیاه، تابع هر کشور یا مذهبی باشد. مجبور ساختن  زن به اینکه
حجاب داشته باشد بی اعتنایی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاهش است به زن. عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن و همچنین حکم متطابق عقل و شرع به اینکه هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ شکل و هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.
پاسخ: لازم است توضیح دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه وموظف دانستن او به اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد.در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده ی زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه ی مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود.
اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را «زندانی کردن» یا «بردگی» نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل «آزادی» فرد نمی توان دانست.


ادامه مطلب
[ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ] [ 7:0 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

چون نامه ی جرم ما به هم پیچیدند    
بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش از همگان گناه ما بود ولی
ما را به محبت علی بخشیدند 
با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را از دعای خیر خویش فراموش نکنید.
الـــــــــتماس دعـــــا

 

 

[ یکشنبه سی ام مرداد 1390 ] [ 3:6 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه ی زوجین گردد برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، و بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنها گردد به حال زندگی خانوادگی زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد.
اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می شود.


فلسفه ی پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می شود.
علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنها پیشنهاد می شود، جواب می دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه ایم، و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالی می کنند همین است؛ و حال آنکه در قدیم یکی از شیرین ترین آرزوهای جوانان ازدواج بود. جوانان پیش از انکه به برکت دنیای اروپا کالای زن اینهمه ارزان و فراوان گردد «شب زفاف را کم از تخت پادشاهی، نمی دانستند».
ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می گرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیکبختی و سعادت خود می دانستند، ولی امروز کامجویی های جنسی در غیر کادر ازدواج به حد اعلی فراهم است و دلیلی برای آن اشتیاق ها وجود ندارد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفدهم مرداد 1390 ] [ 7:3 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

حقیقت امر این است که در مسأله ی پوشش- و به اصطلاح عصر اخیر حجاب- سخن در این نیست که زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثنای زنا ببرد یا نه؟
اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد: خیر، مردان فقط در محیط خانوادگی و د کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند.
پس روح مسأله، محدودیت کامیابی ها به محیط خانوادگی و همسر مشروع، یا آزاد بودن کامیابی ها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است. اسلام طرفدار فرضیه ی اول است.

 


از نظر اسلام محدودیت کامیابی های جنسی به محیط خانوادگی و همسر مشروع، از جنبه ی روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند، و از جنبه ی خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می گردد، و از جنبه ی اجتماعی موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد، و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
ونیز حجاب در اسلام از یک مسأله ی کلی تر و اساسی تر ریشه می گیرد و آن این است که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر، به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. بر خلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذتجوییهای جنسی به هم می آمیزد اسلام می خواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.              
                       منبع:مسئله ی حجاب استاد مرتضی مطهری
     

[ جمعه هفتم مرداد 1390 ] [ 4:56 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

در اتوبوس نشسته بودم که دختری بد حجاب وارد اتوبوس شد و کنار من نشست به او سلام کردم و بعد از کمی خوش و بش به او گفتم: بهتر نیست حجابت را بیشتر رعایت کنی؟ نگاهی به من انداخت و در پاسخ گفت: خب به آقایان بگویید نگاه نکنند! موهای خودم است٬ اختیارشان را دارم... پاسخی که دختر جوان به من داد شاید پاسخی باشد که زیاد شنیده میشود. اما آیا این پاسخی درست و دلیلی منطقی برای بد حجابی میباشد؟ در کتاب«جوان و کنترل غریزه» در این باره می خوانیم که:«تدبیر دین در کنترل مفاسد٬ حذف زمینه های فساد است و ابتدا باید زمینه های فساد را از بین برد٬ همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.خداوند نفرموده٬ ای پیامبر به هر طریق ممکن جلوی مزاحمین خیابانی را بگیر و آنان را مؤاخذه و تعزیر کن٬ بلکه فرمودند به زنان بگو حجابشان را کامل کنند و با بد حجابی و بی حجابی و نشان دادن گیسو٬ صورت٬ گردن و... باعث تحریک مردان نشوند».
آیت الله جوادی آملی می فرمایند:"حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه مال شوهر و نه ویژه برادران و فرزندانش می باشد. همه ی اینها اگر رضایت بدهند٬ قرآن راضی نخواهد بود چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است٬ حجاب زن حقی است الهی٬ عصمت زن حق الله است٬ زن به عنوان امین حق الله از نظر قران مطرح است. زن باید این مسئله را درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم. حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم٬ حجاب زن مال خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند٬ حجاب زن٬ حقی است الهی."
                                                   «برگرفته از پیک نسیم وحی»

[ شنبه یکم مرداد 1390 ] [ 1:8 بعد از ظهر ] [ زهرا ]
می توان دخترانی را که در اثر ضعف ایمان و خود کم بینی دچار بحران هویت شده، شخصیت خود را در بیرون از وجود خود می بینند و با آرایش تند و پوشیدن لباس های جذاب و جلف و بد حجابی و طنازی و... می خواهند ضعف های درونی خود را جبران کنند، دختران پوکه ای نامید، چرا که دختران شایسته ای که از کمالات علم و ایمان و شایستگی های مختلفی برخوردارند، نیازی به چنین حرکاتی ندارند... 

[ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 ] [ 12:12 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

یکی از عوامل انحراف جوانان، نامه نگاری های عاشقانه است. از آنجا که دختران جوان دارای عواطف لطیف و احساسات پرشور و قوی هستند، ناخودآگاه دچار لغزش می شوند و دل بر چنین نامه های فریبنده می سپارند و آنها را واقعیت می انگارند. غافل از اینکه در بین آن سخنان دل فریب و زیبا، امیال کثیف و شیطانی کمین کرده اند. 

دختران و پسران جوان باید به عواقب سوء این گونه رابطه ها توجه کنند تا عفت خود را تباه نسازند. چنین نامه هایی که سند کتبی بی عفتی و رسوایی آنهاست، به دست جوانان آلوده ای که روزی ممکن است دشمن آنان شوند نسپارند و زندگی آینده ی خویش را دچار آشفتگی نسازند.نظامی گنجوی می گوید:
دختر چو به کف گرفت خامه                    ارسال کند جواب نامه
آن نامه نشان روسیاهی است        نامش چو نوشته شد گواهی است
     

 

 

[ جمعه بیستم خرداد 1390 ] [ 6:50 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

زن در اسلام دارای آزادی انسانی٬ معنوی و علمی است، ولی در فرهنگ غرب دارای آزادی حیوانی در شهوت ها و هوس هاست.
زن در فرهنگ اسلامی دارای حجب و حیا و عفاف است و در فرهنگ غرب بی قید و بی بند و بار است.
زن در فرهنگ اسلامی، با حجابش همچون مرواریدی در صدف است، اما در فرهنگ غرب، وسیله ایست برای خودنمایی.
زن در فرهنگ اسلامی، نخستین عشق خود را به شوهرش تقدیم می کند و در فرهنگ غرب آخرین عشق خود را پس از معاشرت های بسیار، به طور محدود در خدمت شوهر قرار می دهد.
در فرهنگ اسلامی، زینت و آرایش زن، برای شوهر و خانواده ی اوست، اما در فرهنگ غرب، آرایش برای همه است.
در فرهنگ اسلامی، به نشانه ی محبت و تقدیر برای زنان مهریه قرار داده شده و در فرهنگ غرب، زن باید مخارج خود را خود تامین کند.
در فرهنگ اسلامی ارزش زن به معنویت و کمالات و سیرت اوست و در فرهنگ غرب ارزش زن به صورت و تن اوست. روزی که صورت و زیبایی اش از بین برود دیگر ارزشی ندارد.

[ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 1:53 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

غفلت بزرگترین خطر برای انسان است؛ غفلت از خداوند خالق هستی؛ از مرگ و معاد؛ از جوانی، استعدادها، ارزشها و کرامت های انسانی؛ از جامعه، دوستان و محرومان؛ از توطئه های دشمنان و ترفند ها.
هرچیز و هرکس ما را غافل کند، ما را به خطر می اندازد و بزرگترین دشمن ماست و هرچیز و هرکس ما را از غفلت بیرون آورد و به ما هشدار دهد، بهترین دوست ماست.
دوست ما خداوند است که به ما هستی داد و به ما عقل، فکر، علم، هدایت، قدرت تشخیص و انتخاب داد و طبیعت را تسخیر ما کرد و هم اوست که کار نیکوی ما را به چند برابر خریداری می کند.
دوست ما پیامبر اسلام است که با بوسیدن دست دخترش در عصر زنده به گور کردن دختران، به زنان مقام داد و برای زن حق مالک شدن، رای داشتن، تحصیل کردن، انتخاب همسر و نظارت بر همه ی امور، یعنی حق امر به معروف و نهی از منکر قائل شد و زن را مثل مرد برای ، رسیدن به همه ی کمالات شایسته دانست.
دوست ما، رزمندگان و شهدایی هستند که با قبول جراحت و اسارت و شهادت و بی خوابی در مرزها و جاده های شهر و روستا، کشور را امن ساختند تا من و شما هر شب در منزل به راحتی استراحت کنیم.
اما دشمن ما، شیطان است که با وسوسه های خود، آدم و هوا را فریب داد و آنان را به کاری وادار کرد که موجب کنار رفتن پوشش بهشتی آنان گردید. آری، برهنگی اولین برنامه ی شیطان و اولین نتیجه ی عصیان انسان بود.
دشمن ما تفکری است که زن را برای هوسبازی، تفنن وکامیابی می خواهد و عکس او را وسیله ی تبلیغات اجناس خود قرار می دهد.
خواهرم و دخترم من از شما می پرسم:
چرا دشمنان ما پیشرفت های علمی خود را از ما دریغ می کنند، اما نسبت به آنچه دختران و پسران ما را فاسد می کند، بخشش می کنند؟
در استقلال کشور و دفاع از میهن، زنان پوشیده بیشتر فرزندان خود را به جبهه فرستادند یا زنان بد حجاب؟
اغفال دختران پوشیده راحت تر است یا دختران بد حجاب؟
اگر برادر شما بنای ازدواج داشته باشد و شما را وکیل کند، آیا شما دختری را برای او انتخاب می کنی که هرروز چشم هزاران جوان هرزه به او افتاده، یا کسی را که عفاف و حجاب او کامل تر و از چشم هوسبازان دورتر بوده؟
آیا افت تحصیلی، نگرانی و اضطراب، امراض روانی و مقاربتی، فرزندان سر راهی، سقط جنین، فرار از خانه، ولخرجی و بهانه گیری، اسراف تجمل گرایی، گناه و بی بند و باری در میان دختران با تقوا بیشتر است یا دختران رها و بد حجاب؟!!


ادامه مطلب
[ سه شنبه سی ام فروردین 1390 ] [ 1:38 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

بعضی حرف ها را نمی شود قیمت گذاشت.
بعضی حرف ها حرف اضافه است.
بعضی حرف ها با سکوت ادا می شود.
بعضی حرف ها را باید از نامحرم پوشاند.
بعضی حرف ها به گوینده اش آبرو می دهد.
بعضی حرف ها را باید یک بار گفت.
بعضی حرف ها را باید تکرار کرد.
بعضی حرف ها را باید بایگانی کرد.
بعضی حرف ها مسمومند.

[ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 ] [ 6:20 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

وقتی کاری بد است آیا فرقی می کند که آشکار انجام شود یا پنهانی؟! البته اگر مردم بفهمند آبروی شخص می رود، و اگر آشکارا انجام شود، حریم جامعه شکسته می شود؛ ولی به هر حال، کار بد، بد است و ارتکاب پنهانی آن از زشتی آن نمی کاهد. اینکه خطاکاران خلوت را برای گناه انتخاب می کنند بدین سبب است که رسوایی را در آگاهی دیگران می دانند، ولی مگر می توان جایی را پیدا کرد که هیچکس مراقب و آگاه به خطای پنهان نباشد؛ حتی خدا؟!
آن که مخفیانه تلفن می زند، نامه می نویسد و خیال می کند کسی ندیده و نفهمیده و این را از زرنگی خود می داند. اما بی گمان خدا دیده و دانسته و در پرونده ی اعمالش هم ثبت شده است و وجدانش هم اگر نمرده باشد می داند، او را ملامت و از او بازخواست می کند.
گویند معلمی برای آزمایش ایمان و بینش دینی شاگردانش به هر یک از آنان مرغی داد و گفت: بروید و آن ها را سر ببرید به طوری که کسی نبیند؛ هر یک از شاگردان مرغ خود را در خلوتی سر برید و آورد جز یکی، استاد گفت: تو چرا مرغت را سر نبریدی؟ مگر جای خلوتی نیافتی؟ شاگرد باهوش و باایمان گفت: به هر جای خلوتی که رفتم دیدم یکی ناظر اعمال من است و آن خداست و من جایی پیدا نکردم که خدا در آنجا نباشد! از این رو مرغ را سر نبریدم. معلم بر هوش و ذکاوت شاگردش آفرین گفت و ایمانش را ستود آری به فرموده ی امام راحل «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید

[ جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ] [ 2:27 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

ای خواهرانم! سعی کنید اعمال خیرتان را زیاد کنید و خالص انجام دهید و فقط برای رضای خدا باشد. همیشه خدا را ناظر اعمالتان بدانید.
در انجام واجبات کوتاهی نکنید و نماز را در اول وقت بخوانید و از انجام محرمات دوری کنید.
سعی کنید تحصیل علم همراه با تزکیه و خودسازی باشد.
در خانه و بیرون از خانه، نمونه و الگو باشید تا در پیشگاه خداوند پیش حضرت فاطمه سر بلند باشید.
رهبر را تنها نگذارید و همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشید.
برای زمینه سازی ظهور صاحب الامر، امام زمان (عج)، بکوشید که خود و جامعه را پاکسازی نمایید.
دعای کمیل و توسل و ندبه  و نماز جمعه را فراموش نکنید.
ای خواهرانم! از شما تمنا دارم و به پهلوی شکسته ی حضرت زهرا(س) قسمتان می دهم که حجاب را، حجاب را،حجاب را رعایت کنید و مانند حضرت زینب صبور باشید تا در آخرت از شفاعتشان بهره مند شوید. 

                                                                                                   

[ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ] [ 7:17 بعد از ظهر ] [ زهرا ]
برترین کلمه، الله است.
حاضرترین کلمه، خداست.
وسیع ترین کلمه، بهشت است.
پاک ترین کلمه، فطرت است.
آرام ترین کلمه، سکوت است.
گرسنه ترین کلمه، حرص است.
مهربان ترین کلمه، مادر است.
خونین ترین کلمه، جنگ است.
بی نیازترین کلمه، قناعت است.
با حیا ترین کلمه، فاطمه است.
راستگوترین کلمه، آینه است.
تنگ ترین کلمه، قبر است.
بی حال ترین کلمه، تنبل است.
عبرت انگیزترین کلمه، قبرستان است.
[ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 2:43 بعد از ظهر ] [ زهرا ]
حجاب، بیانگر وقار و افتخار یک زن است.
حجاب، بند محکمی بر پای پلید شهوت است.
حجاب، منشور والای آگاهی است.
حجاب، گامهای بلند انسان در کوچه های معانی است.
حجاب، سند اطاعت از فرمانده ی هستی است.
حجاب، تجلی اراده ی زن مصمم مسلمان است.
حجاب، بوی خوش گل عفاف است.
حجاب، تضمین تداوم زیبایی و شرافت است.
حجاب، آزادی از پلیدی ها و شهوات است.
حجاب، سنگی بر پوزه ی بلهوسان و دشمنان شرف و حیثیت زن است
.
[ سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ] [ 1:13 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

محدودیت؛ یعنی بی جواب ماندن برخی از نیاز های روحی و جسمی به دلیل شرایطی خاص که در هر جامعه برای همه ی افراد و گروه ها-زن و مرد، دختر و پسر- وجود دارد. نمی توان هر محدودیتی را بد دانست . بعضی محدودیت ها منطقی و صحیح و برخی غیر منطقی و غلط است. ما فقط باید با محدودیت های غیر منطقی مخالفت کنیم، ولی محدودیت های صحیح، به نفع انسان است. همه ی «قانون ها» نوعی محدودیتند و بدون رعایت این محدودیت ها زندگی امکان ندارد. به نظر شما پذیرفتن ضوابط و قوانین راهنمایی و رانندگی و عمل به آن، که نوعی محدودیت است- به سود انسان است یا به ضرر او؟؟؟
وقتی بزرگتر ها کودک را از دست زدن به اشیای خطرناک منع می کنند، یا مثلا چرخ گوشت را از دسترس او دور نگه می دارند، اینگونه محدودیت ها گرچه خلاف میل کودک باشد، به صلاح اوست. قرار گرفتن در چارچوب محدودیت های صحیح و منطقی، امری است که افراد عاقل آن را طبیعی و ضروری می دانند و به اختیار خود آن را می پذیرند.
محدودیت همگانی است و اگر محدودیت هایی برای برای دختران و زنان از طرف دین و نظام اسلامی و جامعه وجود دارد- همچون حجاب و حرمت ارتباط نامشروع با نا محرمان- همه  و همه در جهت مصونیت و امنیت دختران است تا از گزند آفت ها و افراد فرصت طلب و گرگ صفت در امان بمانند. 
               

[ دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ] [ 11:28 قبل از ظهر ] [ زهرا ]

آیا می دانید آنان که با حجاب مخالفند، در حقیقت با چندین آیه ی قرآن که در دو سوره ی نور و احزاب در زمینه ی لزوم حجاب و پوشش کامل زنان نازل شده است مخالفند؟!؟
آیا می دانید مخالفت با حجاب اسلامی بیشتر از مردان هوسران است.

[ یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ] [ 12:3 بعد از ظهر ] [ زهرا ]

دختر در فرهنگ اسلامی از ویژگی ها و جایگاه خاصی برخوردار است در منابع اسلامی با تعبیرات جالبی چون ریحانه(گل)٬ قواریر(بلور)٬ حسنات(نیکی ها) و بهترین فرزندان از او یاد شده است.
پیامبر گرامی اسلام در باره ی دختر نازنین خود فاطمه زهرا فرمود:«ریحانة أشمها. ریحانه ای ایست که می بویم او را»
امام سجاد در تعبیر جالبی می فرمایند: دختران و زنان بلورند٬ آنها را نشکنید.
امام صادق نیز می فرمایند: دختران حسنات و نیکی اند و پسران نعمت٬ همانا بر حسنات ثواب شود و از نعمت سؤال می شود.
امام رضا (ع) فرمود: خداوند به زنان و دختران نسبت به مردان و پسران مهربان تر است.
پیامبر (ص) فرمود: بهترین شما کسی است که برای زنان و دختران بهترین باشد. و نیز می فرمایند: هرکس دو خواهر یا دو دختر داشته باشد٬ به آنها احسان نماید٬ من و او در بهشت همانند این دو انگشت (سبابّه و وسطی) در کنار هم خواهیم بود.
خود پیامبر آنقدر به دخترش٬ حضرت فاطمه احترام می گذاشتند که مردم تعجب می کردند و با تمام مقامی که داشت٬ دست دخترش را می بوسید و به هنگام مراجعت از سفر٬ نخستین کسی که دیدار می کرد دخترش فاطمه بود و هنگامی که می خواست به سفر برود٬از آخرین خانه ای که خداحافظی می کرد٬ خانه ی فاطمه بود.

[ چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ] [ 10:35 قبل از ظهر ] [ زهرا ]
باد های سهمگینی می وزد
موج های خشمگین می خیزد از دریا
در گذرگاه حیات و زندگانی
کوه خواهی بود؟ یا چون کاه؟
کوه اگر باشی٬ توانی ماند
روی در روی هزاران موج
سینه اندر سینه ی هر باد...هر طوفان
کاه٬ اگر باشی چه می دانی
 
خرمنی را در مسیر باد ها بنگر
آنچه مانده گندم است و آنچه باد٬ آن را رباید کاه...

[ چهارشنبه دهم فروردین 1390 ] [ 2:23 بعد از ظهر ] [ زهرا ]
 خوشا عیدی که مولامان بیاید
 گره از کار انسان ها گشاید

سال نو بر همه ی شما دوستان عزیز مبارک٬ سال خوبی رو برای همتون آرزو می کنم  با تشکر از حضورتون 

[ جمعه پنجم فروردین 1390 ] [ 1:35 بعد از ظهر ] [ زهرا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ای دوستان بیایید که هوشیار شویم
سعی و کوشش بکنیم و همه پرکار شویم
منفعت نیست که مردابی و راکد باشیم
گرگ ها حاصلمان را ببرند و همه ساکت باشیم
پای دنیا نگذارید بپوسد دلمان
تا که بر باد شود خرمن هر حاصلمان
دشمن انجاست بیایید مراقب باشیم
همه آماده بمانیم و مواظب باشیم
دوستان همه باید گل بی خار شویم
ضعف و سستی نکنیم و همه هوشیار شویم
باید از جامعه مان سایه ی سستی برود
تا که امنیت این جامعه تضمین شود
سلام بر همه ی دوستان عزیزم
امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد
و با نظراتتون به بهتر شدنش کمک کنید
امکانات وب